تبليغاتX
وبلاگ
رادیو مسیح
then Elisabeth was full of the Holy Spirit,And she said with a loud voice: May blessing be on you among women, and a blessing on the child of your body.How is it that the mother of my Lord comes to me? Luke 1:42-44

جمعه هفدهم مهر 1388 :: 16:39 :: به قلم : کیوان

آتشی از شور عشق، در دل داود بود

تا به فلک می رود، بانگ مزامیر او

                                                                سعدی

مقدمه

کتاب مزامیر مجموعه ای از سرودها و دعاهای دلپذیر کتاب مقدس است که توسط انبیای مختلف در زمانی طولانی نگارش یافته است.

مزامیر که به زبور داود نیز شهرت دارد شامل ۵ کتاب و ۱۵۰ باب است. ۷۲ مزمور توسط داود نبی، ۲ مزمور توسط سلیمان، ۱۲ مزمور توسط آساف، ۹ مزمور توسط قورح و یک مزمور توسط موسی به رشتۀ تحریر درآمده است.

مزامیر در فرهنگ دهخدا به معنی سازها، نی ها، دف ها، سرودها و آوازهای نیکو آمده است. این سرودها انواع متفاوتی دارند: سرودهای پرستشی و تمجید خداوند، دعاهای درخواست کمک، طلب حمایت، استمداد نجات و رستگاری، شفای بیماران، برکت دادن خانه، توبه و درخواست آمرزش گناهان و سپاسگزاری از برکات خدا. ولی تم و موضوع اصلی کتاب مزامیر پرستش است که ۲۰۰ بار در این کتاب بکار برده شده است.

 

حدود یکسال قبل به دلم آمد که این کتابِ زیبا را به شعر فارسی درآورم از آن زمان تاکنون در هر زمان و یا هر مکان که حالی دست می داد چند بیتی از مزامیر را به شعر در می آوردم و غرق در لذّت معنوی می شدم. امیدوارم شما نیز با خواندن و یا شنیدن آیات زیبای مزامیر در قالب شعر فارسی، غرق شور و حال معنوی شوید.    آمین

 

مزمور ۳۰

دعای سپاسگزاری خداوند(منبع کتاب مقدس ترجمۀ قدیم)

خداوندا؛ کنم تسبیح و ذکرت

نمایم دم به دم حمد و شکرت

مرا بالا کشیدی و بخواندی

 زشّر دشمنان خود براندی

چو از جانم تو شیطان را براندی

به درگاهت مرا آنگه نشاندی

شفا دادی مرا ای یاور من

شنیدی ناله هایم، سرور من

مرا از حفره های تنگ و تاریک

زچاه هاویه، وزگور باریک

تو خارج کردی و دادی امانم

که در راهت به هر حالی بمانم

هلا ای مومنان، حمدش نمایید

سرودی خوش برای او سرایید

غضبهای خدا باشد به یک دم

ولیکن رحمتش باشد دمادم

اگر ریزی گهی اشک شبانه

چو روز آید سرایی خوش ترانه

پسِ هر سختی و رنجِ دوران

بیاید راحتی از لطف یزدان

به وقت کامیابی های دوران

زمان سختی و رنجِ فراوان،

بمانم در تو ای سر تا به پا نور

نگردم یک قدم از راه تو دور

خداوندا! چه لطفت بی کرانست!

زمهرت مرغ و ماهی در امانست

مرا در اوج رنج و دردِ عالم

تو پشتیبان شدی چون کوه محکم

ولی هرگَه زمن رو برگرفتی

پریشان گشتم و جانم گرفتی

کنون در درگهت دارم تضرّع

زشیطان ها کنم اینک تبرّع

زمرگ من چه سودی کس بگیرد؟

چه احسانی کند آنکو بمیرد؟

خداوندا شنو اینک دعایم

مدد کن تا بگویم مُدعایم

مرا رحمت نما، یاریگرم شو

تو پشتیبان و یار و یاورم شو

عزایم را به عیدی کن مبّدل

به حالی خوش مرا، بنما محوّل

که رخت غم زخود بیرون گذارم

بسوی مهر تو من ره سپارم

بخوانم من جلالت را سرودی

فرستم بهر تو هر دم درودی

ستایشها کنم از بام تا شام

نمایم حمدت اندر کُّل ایّام

آمین

     برگرفته از ( علی نیکجو ( ۲۰/۱۱/۲۰۰۸)) از وبسایت (mohabat.org)

نوشته شده در تاریخ جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 16:39 |لینک ثابت
موضوع : موسیقی | به قلم : کیوان



سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 :: 6:17 :: به قلم : کیوان
اصل کلام: روح القدس، بمثابه شخص! آیۀ کلیدی: " پدر به شما یاری دهنده، یعنی روح راستی را خواهد داد، که همیشه در کنار شماست". ( انجیل یوحنا 14 : 16 )! ممکن است برای خوانندۀ کتاب مقدس گمانی پیدا شود که پدر، پسر یا روح القدس فقط منحصر به عهد جدید بوده  و در عهد عتیق به این شخصیتها اشاره ای نشده! چه می دانیم، در فرازهائی بفراوان سخن رفته که به نمونه های روح القدس اشاره می کنیم!


1- پیدایش 1: 2 " روح خدا بر سطح آبها حرکت می کرد "
2-  2- روح خدا  سراسر کرۀ زمین حضور دارد .( مزمور139 : 7 ) ! 
3- - "حزقیال نبی" نبوت می کند: " ما در انتظار روزی هستیم که روح القدس، ویژۀ شمار اندکی نباشد، بلکه عدۀ بیشماری از آن بهره مند شوند.( حزقیال 36 :27 ) ! برجسته ترین پیشگوئی از آن" یوئیل نبی" است: " بعد از آن، روح خود را بر همۀ بشر خواهم ریخت و دختران و پسران  شما نبوت کرده و غلام و کنیز و پیران بمثابه جوانان، رویا می بینند"
خلاصۀ کلام: در روزهای آخر هرکه نام خدا را بخواند  نجات خواهد یافت. ( یوئیل 2 : 28 ـ 32 ) . پیشگوئی یوئیل، نقش خود را بعنوان  پلی بین عهد قدیم و جدید، روز پنطیکاست ایفا می کند، همانروز" پطرس"  نقل کرده، می گوید: نبوت  یوئیل  باید تمام می شد. ( اعمال رسولان 2 : 16,17 ) ! این همان وعدۀ ارجمندی بود که روز" پنطیکاست" یعنی هفتۀ هفتم پس از مرگ و زنده شدن مسیح انجام پذیرفت!" وعده ایکه"  مشتاق بیشماری داشت، خداوند قول داده بود که: حضور خود را در قلب  ایمان آورندگان ظاهر سازد! ما هنوز روح القدس را در عهد قدیم بررسی می کنیم! دوره ایکه "روح" در انحصار شماری خاص است انبیاء راستین،  کاهنان، داوران، پادشاهان و برخی هنرمندان و صنعگران خیمه خداوند و مرمت کنندگان نیایشگاه اورشلیم از این امتیاز برخور دار می شدند! (  خروج 9 :-29 - 33 ،اعداد 3 : 3 ، داوران 16 :20 ، روح بر پادشاه: اول سموئیل10 :10، هنرمندان وصنعتگران: خروج 35 : 30 و  31  
ومرمت کنندگان اورشلیم: (عزرا 1: 5 و زکریا 4 : 6 – 8 )!

روح القدس در عهد جدید." !
هنگام بارداری مریم مقدس، روح القدس بعنوان معین عمل کار میکند، مریم از فرشتۀ جبرئیل خبر می گیرد: علیرغم باکره گی توسط روح القدس باردار شده و مسیح  متولد خواهد شد! *( انجیل لوقا 1 : 35 ) . پس از دوران کودکی آنگاه یحیی بندا می گوید:" من شما را به آب تعمید دادم ولی او باروح القدس و آتش تعمید می دهد" . ( انجیل لوقا 3 : 16 ) ! سپس،  در دو نوبت  روح القدس بر عیسی قرار می گیرد، ابتدا بهنگام تعمید و بگونۀ هیئت جسمانی  ( انجیل لوقا 3 : 21 و22 ) . و دوم هنگامیکه از آزمایش ایمان در برابر وسوسه ها پیروز می شود!  ( انجیل لوقا 4 : 1  و 2 ) . آنگاه روح القدس بقوت او را گرفته و به جلیل بر میگرداند ! ( انجیل لوقا 4 :14 ) ! مسیح در کنیسه ظاهر شده و با خواندن طومار اِشعیاء نبی برگزیدگی خود را برای ابلاغ فیض اعلام می کند! ( انجیل لوقا 4 :18 ــ 19 ). و هنگام مأموریت شاگردان برای رساندن پیغام انجیل به جهان تأکید می کند، تا وقتی بقوت از اعلی آراسته نشده اند در اورشلیم  بمانند! ( لوقا 24 : 49 ). واین موقعی بود که شاگردان در اورشلیم، روز پنطیکاست گرد آمدند، و چون آتش و روح بر آنان قرار گرفت آنان از قدرت تلفظ و سخن گفتن بزبانها پرشدند ( اعمال رسولان 2 : 1 ــ 4 ).
می دانیم در رسالات و منابع عهد جدید از شروع تا پایان روح القدس بمانند شخص نمایان می شود، برای نمونه" او" اختیار و توانائی آمرزش گناهان را به عیسی مسیح تفویض میکند" او" طراح نجات است وبه گامهای شاگردان نیرو می دهد تا پیام نجات به سراسر جهان برسد !


ــ بمثابه شخص! کتاب مقدس "روح القد س" را شخص می داند و صفتی جز این ویژگی را رد میکند! روح القدس همان روح خداست! در مضامین جدید که به یونانی نوشته شده، و دیگر زبانها، برای روح القدس، ضمیر سوم  شخص یگانه و شناسه بکار رفته، در  زبان پارسی نیز همینگونه است! ( انجیل یوحنا 16: 13 ) . حال که روح القدس بعنوان شخص معرفی شد بجاست، از ویژگی هایش بگوئیم!
ــ خردمندی ( ذی شعور )! پس روح به فیلُپس گفت: ( اعمال رسولان 8 : 29  )! همچنین: (اعمال رسولان 10 : 19  و 28 : 25 )! کسیکه سخن گفته و خط و خطوط تعیین می کند بی تردید دارای شعور هم هست! در اعمال رسولان می بینیم: گروه کوچکی که عیسای مسیح از پیروان خود سازمان داد چگونه به کشورهای دور می روند و نوید آمرزش گناه و نجات از طریق صلیب را به همه می رسانند! در رومیان می خوانیم که روح القدس دارای شیوۀ منحصر بخود است! خداوند که از قلب ما  خبر دارد می داند روح القدس چه می گوید زیرا او بجای ما دعا وشفاعت می کند! ( رومیان 8 : 27 ). باید گفت: در جهان هیچ نیرو یا انرژی مشابه ای نیست که بمانند روح القدس طرز فکر مخصوص و کارکرد ویژۀ شخص خود را داشته باشد!

ــ صاحب اراده و اختیار! روح القدس به  رسولان اختیار نداد تا "خودسر" براه خود بروند! ( رسالۀ اعمال رسولان 16 : 6 و 7 ) ! بلکه روح خدا برای آنها  برنامه داشت. پولس رسول به قرنتیان نوشت: " روح القدس به هریک از رسولان عطای خاصی بخشید، و در آنها همان روح فعال است بر حسب "ارادۀ او" . ( اول قرنتیان 12  : 7 و 11 ) !
ــ  احساسات: روح القدس با اندوه ما متاثر می شود، چه در منابع  قدیم و چه در عهد جدید برجستگی این تاثرات نمایان است! ( اشعیاء 63 : 10 ) و( افسسیان 4 : 30 ). مطابق زبان یونانی: حزن و در هم شدن برابر گریه بهنگام اندوه است! و این سومین ویژگی روح خداست.  در رسالۀ رومیان پولس می نویسد: " روح القدس برای شما با اشک وآه دعا می کند!


" اگر اینها ویژگیهای شخصی روح خدا باشد، تردیدی نمی ماند که با مشخصات نیرو یا انرژی فیزیکی برابر نبوده و در پندار نمیگنجد! این ویژگی ها، صفات منحصر بفرد اوست! در اینجا شایسته است خصوص کارهای روح القدس نیز گفته شود: * تعمید روح !
در سدۀ بیستم میلادی" چالشی بین خبرگان الهیات، بخاطر برداشت های متفاوت از تجربۀ تعمید روح برای شخص نجات یافته ایجاد شد. و تا اندازه ای در گسست و خط کشی ها دخالت داشت . بعضی تا آنجا پیش رفتند که سخن گفتن بزبانها را شرط اصلی مسیحی بودن بر شمردند، برعکس عده ای راه تفریط پیش گرفتند که از حوصلۀ این نوشته خارج است از آنجا که خداوند منشاء احساس و عواطف بشر است (مزمور 139) بنابراین هنگامیکه ایماندار مسیحی خداوند را ملاقات می کند از این رویداد  دچار شعفی غیر توصیف می شود که  به جلوه های کاریزما می انجامد که بهیچ رو نکوهیده نیست! 
تعمید در روح( نوزائی)، آغاز تجربۀ روحانی  است. باید گفت: این تعمید در پی توبه و نجات می آید که در برقراری و تثبیت نجات بفرد مسیحی یاری می رساند! در قرن اول برای مسیحیان نجات حاصل شد و سپس تعمید در روح بوجود آمد که تجربه روحانی فراوانی  بهمراه داشت. ( اعمل رسولان 2 و 19)! کتاب مقدس بدرستی روشن می کند که نجات  به" تعمید روح"می انجامد که این دو ناهمانند ولی لازم و ملزوم اند! فرآیند نجات آنی است و تعمید روحانی پیآمد آن است که توسط روح القدس و بنام مسیح انجام می شود. مهم این است که تجربۀ روحانی ما پر ثمر و نتیجه بخش باشد! گفتنی است که همۀ ما نزد خدا یکسانیم و همۀ  مسح شدگان روح القدس را دارند.( رومیان8 : 9 )


گرامی ترین، همانا کسی است که ثمرۀ حیات روحانی او خدمتی بی قید وشرط  برای جلال خدا و یاری رسانی به انسان دردمند باشد. ( متی 25).. رسالۀ غلاطیان،( 5 : 22 ) نشان می دهد که روح القدس کاری درونی را در بطن ایماندار مسیحی آغاز می کند که در زندگی او ثمره ای بشرح زیر ببار می آورد:
 بخش اول ثمرۀ روح !  شامل: محبت، شادی، آرامش، بردباری، مهربانی، نیکوئی، وفاداری، تواضع و خویشتنداری است. آنچه در مضمون انجیل  خود را برجسته می کند؛ یکپارچگی کار ثمر بخش روح است که بصورت مجموعه ای واحد نمایان می شود! یعنی مجموعۀ این عناوین در خوشه ای واحد تکوین می یابد و از "عطایای" روح که بعداً به آن می پردازیم خود را متمایز می کند. برخی کارشناسان الهیات عنوان ثمرۀ روح را به سه دسته تقسیم می کنند!
الف: در همه ایمانداران مسیحی بگونه ای همگانی محسوس بوده و جلوۀ آن همانا باور به خداوند است!
ب: بگونه ای بارز از مناسبات یک مسیحی با مردم حکایت می کند!
ج: روح القدس  بگونه ای اختصاصی  در ایماندار کار می کند!

اکنون بجاست بعناوینی که در این مجموعۀ واحد قرار دارد بپردازیم
1- محبت: .... خداوند محبت است ( اول یوحنا 4 : 8 ) ! از آنجا که باورمند مسیحی به منبع  عشق و محبت وصل شده وجودش آکنده از محبت خدا می شود! پولس محبت خدا را عشقی بی شائبه می داند که" او" بی اندکی  چشمداشت بما ارزانی می دارد! ( رومیان 5 : 8 ). ژرفای این نهر خروشان بینهایت است،" او" ضعیف و منکسر نخواهد شد و علیرغم ضعف های ما با پیگیری تا آنجا پیش می رود تا ما را به شباهت مسیح درآورد آنگاه هر انسانی را  بدون توجه به رنگ، نژاد و ملیت دوست می داریم. و هموندان کلیسا را اعضای بدن او می شماریم ....................................


2-  شادی! نزد ایماندار لذتی پا برجاست، ممکن است از داشتن  دارائی خوشحال باشیم، اما چون دارائی فرسوده شود حسرت می خوریم! وقتی انسان فراموش شده با "توبه" بسوی خالق برگردد، سرشت فرهمند "خداوند" غرق شادی می شود. (لوقا 15 : 1 – 32)! بهرمندی از برکات فیض،  ( انجیل متی 13 : 44  و 28 : 8 و اعمال رسولان 8 : 8)! و اطمینان از همراهی ابدی خداوند مسیح ،شادی زاست. ( متی 28 : 20 و افسسیان 1 : 5 – 9 ) !...........................................................


3- آرامش( سلامتی)!  عیسای مسیح بصلیب رفت و فدیۀ گناهان ما شد پس اکنون با خدا بصلح رسیده ایم!( رسالۀ رومیان  5 : 1 )! حال دشمن نیستیم بلکه دوستانیم ازاینرو آرامش خاطر داریم. ( فیلیپیان 4: 6 و 7 )! برخورداری ازآارامش،  روابط  را با خود، ( فیلیپیان4 : 6 و 7 ) خانواده،( اول قرنتیان7 : 15 ) کلیسا، ( افسسیان 4 :3 )  و انسانها، ( عبرانیان 12 : 14 ) سامان می بخشد...........
4- بردباری! باید گفت تحمل ناملایمت و رفتار انسانها مستلزم بردباری است ولی چون روح القدس حامل بردباری است کاری می کند که بتدریج  این ویژگی در ما ظاهر شود. ( یوئیل 2 : 13 )!...........
5- مهربانی! این خصلت  از آن خداوند است و از اینرو از مسیحی مومن در خواست می کند آنگونه که دوستی خدا را تجربه می کنند،  با دیگران مهربان باشد.! که حکمی "التزام آور" از جانب مسیح خداوند است! ( مزمور136 )..............................................................................................


6- نیکوئی! نیکوئی و مهربانی یکی نیستند!  نیکوئی به خیر و صلاح نزدیکتر است.  و معنی مقابل آن بدخواهی می شود! خدا پسر خود را داد، تا نجات را فراهم کند، این عالی ترین نیکوئی در حق بشر بود ! انتشار این خبر ما را، به نیکوکاران پیوند می زند!.....................................................
7- وفاداری! خدا به وعده های خود امین بوده و قابل اعتماد است، همدلی مسیحی با روح القدس او را  در تکوینی تدریجی امین و قابل اعتماد می کند. ( اول تیموتائوس 1 : 12 و دوم تیموتائوس 2 : 2 )!.. 8 -  تواضع! اصطلاح خاکی بودن یا دست پائین گرفتن و از حق خود گذشتن از نشانه های فروتنی است. شستن پای شاگردان ( انجیل یوحنا 13 : 4 – 11 متی 18 : 4 و غلاطیان 6 : 1 )!...................
8- خویشتنداری! شاید مهمترین کار روح القدس پرورش این ویژگی در فرد مسیحی است گر چه ما در جهانی غیر روحانی بسر می بریم  نباید به جنبه های فریبندۀ آن متمایل شویم. مزمور اول!...... بخش دوم، عطایای روح!—
آیۀ کلیدی: هر کس را ظهور روح بجهت منفعت عطا میشود. روح القدس بیان حکمت می بخشد و بدیگری دانستن اسرار ایمان قوی قدرت شفا انجام معجزه عطای نبوت، قدرت تشخیص روح، سخن بزبانها، ترجمۀ زبانها، اما تمام این عطایا از طرف یک روح یعنی روح القدس است.( اول قرنتیان 12 : 7 – 12 ) بهر کدام از ما خداوند هدیۀ ویژه ای می بخشد که می بایستی از آن برای بنای کلیسا و جلال خداوند و خدمت بدیگران،  استفاده کرده و از داشتن آن بدیگران نباید فخر فروشی کنیم! بهتر است کوتاه در بارۀ این عطایا قدری بنویسیم :
1 – کلام حکمت که: برای ما پارسی گویان سخن بموقع بر پایۀ شناخت زمان و مکان است ! که گفته اند : هرسخن جائی و هر نکته مکانی دارد. و یا در کلام خدا آمده است  " اینک ترس یهوه حکمت است و از بدی اجتناب نمودن فطانت می باشد ایوب 28 : 28 : دوست خالص در همۀ وقت محبت می نماید و برادر بجهت تنگی مولود شده است. امثال ( 17 : 17 ) !.................................................


 2- کلام علم! پولس رسول در این مورد توضیح نمی دهد بنظر می رسد که علم همان دانش و شناخت است و متضاد آن بی خبری و نادانی است که روح القدس از این طریق بشخص یاری می رساند که چطور موقعیت را با کلام خدا بسنجد، و بی انکه به دیگری ضرر برساند وضعیت خود را تغیر دهد. نمونه ها:  تعبیر خواب توسط یوسف و دانیال ( پیدایش 40 : 12 - 13 و 41 : 39  و دانیال 5 : 12 و 14 )
3- ایمان! که تعریف آن عبارت است از: اعتماد بر چیز های امید داشته شده و برهان چیزهای نادیده. نمونه های خوب ایمانداری، هابیل، خنوخ، نوح، ابراهیم، ساره، اسحاق، یعقوب، یوسف، موسی، و راحاب، و دیگران هستند که به نیروی ایمان دست بکارهای شگفتی زدند: ( عبرانیان 11: 4 و 5 و 7 و 8 و 11 و 20 و 21 و 22 و 24 و 30 و 32) ! ایمانداران آکنده از الهامات روح القدس بودند، منشاء حرکت آنها ایمانی بود که روح به آنها هدیه کرده بود! همچنین منشاء ایمان باورمندان مسیحی، همین روح مکرم است ( عبرانیان 11 : 3 )
 4- شفا! عیسای مسیح  درمندان  را مداوا کرده، و شفا می داد اما  هدف او منحصر به شفای بیماران نبود مثال : شفای مادر زن پطرس( اول مرقس 1 : 31 ).و هرکس او را لمس میکرد شفا میافت ( مرقس 6 : 56 و متی 14 : 36 ) روز" پنطیکاست" چون روح بر شاگردان قرار گرفت علاوه بر سخن گفتن بزبانها قدرت شفا دریافت کردند. (  اعمال رسولان باب10 : 38 )


 5- نبوت ! یعنی آشکار شدن سـر خدا از طریق مکاشفه ای که شخص دریافت می کند( اول قرنتیان 13 : 2، 14 : 16، غلاطیان ا : 15 – 17، افسسیان 1 : 17، 3 : 3 – 7 ).  و یکی عناصر مهم در نبوت الهام است پولس نبوت را از زمرۀ عطایای روحانی طبقه بندی می کند که آن را می بایستی بغیرت طلبید، زیرا قدرت دارد کلیسا را بنا نماید. و قادر است قلب انسانها را با حقیقت لمس نماید (  اول قرنتیان 14 : 1 – 5 )این نبوت می تواند ایده های جدیدی از انجیل  بیان کند و علاوه بر پیشگوئی آینده می تواند حامل عبرتی از گذشتگان " تاریخی" و اعلان وضعیت موجود باشد! پولس فرمود: روح انبیا پیرو روح انبیاست! بجاست هنگام  نبوت، نبی دیگر آن را تأئید کند! در ضمن می بایستی بین عطای نبوت و خدمت نبوت تمایز قائل شد! ( اول قرنتیان 12 :10 ) و( افسسیان 4 : 11 ). برای مثال: در اعمال رسولان می خوانیم که" فیلیپس مبشر" چهار دختر دارد، که از عطای نبوت بهره دارند! اما راجع به سفر "پولس" و خطری که او را تهدید میکند چیزی نمی گویند! ولی آغایوس که به  نبوت اشتغال دارد او را از خطر آگاهی می دهد.( اعمل رسولان 21 : 8 –  14 )
6 – معجزه! انجام کارهای خارق العاده از زمرۀ عطایای روحانی است و منظور خداوند از آن اثبات حقیقت انجیل است.(  اعمال رسولان  9 : 34 و 40 و 20 : 10و12 )! زنده شدن مرده ها توسط رسولان و شفای لنگ مادر زاد 3 : 6 ،  اثبات حقانیت انجیل و روح القدس و زنده بودن  مسیح است! معجزه در عهد قدیم.( خروج  4: 3 و اول پادشاهان 18 : 36 – 38 و دوم پادشاهان 6 :7 )


7 - تشخیص روح! بعضی از مقدسین بر اساس عطای ویژه ای قادرند روح های "پاک" را از روح های "ناپاک" تمیز داده و تأثیر مخرب این ارواح را بر زندگی افراد آشکار کنند! ( مرقس 1: 26 و لوقا  4 : 35 – 37، اعمال رسولان 16 : 16- 18 و 19: 12- 16 ).
8- سخن گفتن بزبانها! بارها پولس رسول به آن اشاره می کند و شیوۀ کاربرد آنرا سفارش می کند: کسی که بزبانها سخن می گوید ابتدا خود را می سازد. ( اول قرنتیان14 :  4 ) ! همچنین بسخن گفتن در کلیسا پا می فشارد. آیات 13 - 19 و نباید از انجام آن جلوگیری شود . ( آیۀ 39 )
9– ترجمۀ بزبانها! برای اینکه اعضای کلیسا از فتوای سخن گوینده آگاه شوند شایسته است کسی آنها را برگرداند ( ترجمه کند) همانطور که گفته شد "روح القدس خداوند" این را بمنظور بنای کلیسا عطا می کند، اگر ترجمه ای نباشد کلیسا بنا  نمی شود و ممکن است عده ای بپندارند که سخنگو از حالت عادی خارج شده است.( اول قرنتیان 14 : 2 – 23 )
همانطور که گفته شد این عطایا را روح القدس بمنظور آماده سازی شخص برای خدمت و جلال دادن خدا هدیه می کند، در عهد جدید از چندین خدمت فهرستی وجود دارد ( رومیان 12 : 6 – 8،اول قرنتیان 12 : 4 -10 و 28 – 30 و افسسیان 4 : 11 ) !


بخش سوم ادامه و معرفی!
روح القدس روح خداست او می خواهد با ما همدم و همراه باشد، شیوۀ زندگی روحانی را بما نشان دهد، بهنگام اندوه تسلی دهنده است، بما نیرو می دهد تا مسیح را بدیگران معرفی کنیم. در تنهائی و هجوم تردید و در "دادگاه" کنار ما می ایستد! او به گناهان ما اشاره می کند و شیوۀ آزاد ی از آن و گرایش به پارسائی را می آموزد.  بما اطمینان می دهد که فرزندان خدا هستیم و توانائیم با نیروی عشق انسانها را عوض کنیم! روح القدس روح خداست اومی خواهد در عرصه های متنوع زندگی یعنی: محل کار، خانه وآشپزخانه، هنگام نوشتن، مونتاژقطعات، برداشت محصول، داد و ستد، کشیدن چک وامضای سفته، همه جا مراقب ما باشد. در اجتماع کلیسا ما را از" قوتی نو" برای پیشبرد روزهای آتی انباشته می کند تا دیگران را در بنای زندگی  روحانی و آماده سازی و تجهیز برای خدمت یاری دهیم! در انجیل متی باب28 آمده است پس رفته بنام پدر پسر و روح القدس جهان را شاگردان من سازید و درانجیل یوحنا میخوانیم، خداوند روح است پس بروح راستی او را بپرستید! پدر پسر و روح القدس سه شخصیت در سرشتی واحد هستند و برابر قدرت و هماهنگ عمل می کنند.


اگر چه کلمۀ تثلیث در کتاب مقدس نیست ولی این عبارت" تثلیث اقدس" بمنظور هدایت و کمک به یادگیری اعضای کلیسا ارائه می شود! اصل این است که خدا وجود دارد ولی اعمال و فکر خداوند در پیش بینی و  پندار انسان نمی گنجد، اما روح القدس از آن خبر دارد و بما آگاهی می دهد! کتاب مقدس روشن می کند که: ما از اعمال خدا آگاه نیستیم ولی او از همۀ کارهای ما با خبر است ( اول قرنتیان 2 : 11 ). آیات زیر نمایانگر است که این سه  قدوس، برابر و یگانه هستند، و این نیز فوق عقل بشری است. اما همانگونه که کار عیسای مسیح توسط روح القدس  آشکار می شود " تثلیت اقدس" و سه اقنوم آن  توسط این روح ارجمند، قابل فهم است! خداوند واجب الوجود( باشنده ) و قائم بذات است و روح القدس و عیسای مسیح به گونه ای مشابه مخلوق نبوده، بلکه ابدی  و ازلی اند!  شواهد  زیر گلچین آیاتی است که به درک و  شناخت ما از خدای یکتا یاری می رسانند.
1. خدا یگانه است ( تثنیه 4 : 35 و 6 :4 واشعیا 45 :22 )!.
2-".پدر" خداست (متی 6 : 8 وغلاطیان 4 : 6 و رومیان 1 : 7 )!
3." پسر" خداست . ( انجیل یوحنا 1 : 18 و رومیان 9 :5 و کولسیان 2. 9 و تیطس 2 : 13 وعبرانیان  1 : 8 – 10 )!  


4- "روح القدس"  خداست.( مزامیر 139: 7 واعمال رسولا 5: 3 و 4 و اول قرنتیان 2: 10 و11 )! متون روشنی که به تثلیث اشاره دارند: ( انجیل متی باب 28 : 19 واول قرنتیان12 :4 – 6  و دوم قرنتیان13 : 13 )! راحت ترین شکل ساده شدۀ تثلیث، این است که: خداوند یگانه است در سه شخص و یک سرشت! خدا سه نیست تا هرکدام، قلمرو مستقل  خود را داشته باشند. در ضمن واحدی سرد و سترون نیست بلکه یگانه ای واحد، با  سه  فرم شخصی، در یک ذات  که  در کاری مشترک هماهنگ اند. (انجیل یوحنا17: 26 )!  بیاد داشته باشیم که: ناسزا بمسیح یا ارتکاب به گناه دیگر قابل عفو است ولی اهانت به"روح القدس"  گناهی نابخشودنی است.( انجیل متی : 12 :31 و 32)! در این صورت شفاعت او برای ما قطع می شود! همانگونه که این "روح" عیسای مسیح را از مردگان برخیزانید بی تردید بدن های فانی ما را پس از مرگ زنده خواهد کرد! (رومیان 8 :10)! آمین...

منابع 1 – کتاب مقدس ترجمۀ اصلی! 2 -  جزوۀ خدمت دانشکدۀ الهیات222 خصوص ترجمۀ زبانها و خدمات نبوتی ." فیض خداوند با داوران است" آمین.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ساعت 6:17 |لینک ثابت
موضوع : مسیحیت | به قلم : کیوان



جمعه بیستم شهریور 1388 :: 17:30 :: به قلم : کیوان

به گزارش روزنامه بیلد المانی

http://www.bild.de/BILD/news/2009/08/31/hinrichtung-iran-frauen/droht-tod-weil-sie-zum-christentum-konvertiert-sind.html

 

مریم 27 ساله و مرضیه 30 ساله که لبخند زیر لبهاشون است و این عکس اخرین تصویر  از این دو دختر مسحیی در زمان ازادیشون میباشد

همینک این دو خانم در یکی از مخوف ترین بازداشتگاههای تهران به سر میبرند

جرم: خروج  از اسلام به مسیحیت

خانم ساباتینا جمز عضو و مدافع حقوق بشر ونویسنده برای آزادی این دو نفر مسیحی فعالیت دارد و گزارش داده است که این دو خانم در سلول انفرادی هستند با چشمان بسته و پنج بار در روز شلاق میخورند

اب و غذا به حد کم به انها میرسد

باور نکردنی است که این قوانین شکنجه در قوانین اساسی ایران برای این خانم ها وجود دارد

طبق قانون10/225 شرایط خروج از اسلام را میتوان در انجا دید

آنها به جای پنج بار نماز خواندن در روز باید پنج بار در روز شلاق بخورند

و غذا و اب به مقدار کم باید بهشون داد تا ابراز ندامت کنند و به اسلام برگردند

جای شگفتی است که این چه کشوری است که به خاطر دین مردمش را به صورت قانونی شکنجه میدهد

در ایران هر سال نود هزار معتقد به مسیحیت تحت تعقیب و شکنجه قرار میگیرند ویا کشته میشوند

ازادی مذهب در انجا وجود ندارد

کسی که به اسلام اعتقاد نداشته باشه از صفحه اجتماع محو میشود

توی یه دادگاه نمایشی از ابتدای اگوست این دو دختر را به دادگاه کشانده اند تا فرصتی داده شود برای برگشتن و اگر این دو نفر محکوم  شوند انها را طبق قوانین اساسی ایران اعدام خواهند کرد

خانم خانم ساباتینا جمز با تشکیلات و دفاتر وابسته به دفاع از حقوق بشر در خارج همکاری میکند و در حال جمع آوری امضا برای آزادی بدون قید و شرط این دو دختر مسیحی میباشد

شما نیز میتوانید به آدرس زیر مراجعه نمایید و حمایت خود را اعلام نمایید

http://www.sabatina-ev.de/Start.html

 

  پرسش از عزیزان مسیحی

ایا قدم برداشتن برای آزادی عزیزانی که در بند هستند اقدامی سیاسی میباشد یا خیر؟

اگر پاسخ شما خیر میباشد پس وقت را از دست ندهید

از عزیزان وبلاگ نویس خواهشمندم این گزارش را در تارنمای خود قرار دهند تا رسالت اطلاع رسانی را به انجام رسانده باشیم.

نوشته شده در تاریخ جمعه بیستم شهریور 1388 ساعت 17:30 |لینک ثابت
موضوع : خبر | به قلم : کیوان



پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 :: 6:52 :: به قلم : کیوان

یک روز پایئزی گروهی از سرخپوستان نزد رهبر خود آمده و از او پرسیدند: که پیشگویی خود را در مورد  زمستان امسال به ما بگو که آیا زمستان خیلی سردی در پیش خواهیم داشت یا نه؟ رهبر گروه که نمی دانست چه بگوید – برای اینکه فرصتی داشته باشد تا بتواند فکر کرده تحقیقاتی را در این مورد بکند – به آنها گفت که باید بروند و به مدت یک هفته چوب جمع کنند و بیاورند و آنوقت به آنها خواهد گفت که زمستان خیلی سردی خواهد بود یا نه. در این حین او با هواشناسی محل تماس گرفت و از آنها پرسید که زمستان امسال هوا چطور خواهد بود آنها جواب دادند که به نظر می رسد که هوا سرد خواهد بود. ولی رهبر قبیله که کاملا" مطمئن نشده بود – هفته دیگر که اهالی دهکده جمع شدند و دوباره به آنها گفت بروند و برای یک هفته دیگر چوب جمع کنند. در این ضمن او توانست باز با هواشناسی تماس گرفته و از آنها برای بار دوم سوال کند – و این بار هم باز جواب دفعه قبل را شنید. این بار وقتی اهالی دهکده جمع شدند تا پیشگویی او را در مورد وضعیت هوای زمستان بشنوند- رهبر قبیله از آنها خواست که به مدت دو هفته بروند و چوب جمع کنند او این بار تصمیم گرفته بود که اهالی قبیله خود جواب بدهد.

بعد از دو هفته رهبر قبیله با هواشناسی تماسی دیگر گرفت و از آنها پرسید که آیا مطمئن هستید که زمستان امسال خیلی سرد خواهد بود – آنها جواب دادند بله کاملا" مطمئن هستیم که زمستان امسال هوا فوق العاده سرد خواهد بود- چون شنیده ایم که مردم هفته ها – دیوانه وار برای زمستان چوب جمع می کنند مثالی داریم در زبان فارسی که می گوید : آمد به سرم از آنچه می ترسیدم – حتما" با افرادی بر خورد داشته اید که هر چه در زندگیشان پیش می آید می گویند تقدیر من چنین بوده یا به زبان دیگر از ابتدا اقبال من روی پیشانییم نوشته شده و کلا" هر تصمیمی که می گیرند نتیجه اش هرچه که باشد آنرا به پای خوش شانسی و یا بدشانسی می گذارد. ولی واقعا" این مسئله حقیقت دارد که خدا برای هر یک از ما سرنوشتی را رقم زده است؟

 برای یکی خوشبختی و برای دیگری بدبختی؟ آیا ما هم مثل ماشینهای کوکی که از پیش برنامه ریزی شده اند – طراحی شده ایم؟ اگر چنین باشد چطور خدا میتواند بخاطر اعمال و کردار ما – ما را داوری کند ؟ ما که از خود قدرتی برای انتحاب نداشتیم – مثلا" اگر خداوند در زندگی و در تقدیر ما نوشته که من دزد باشم و دزدی کنم – چطور می تواند مرا به عنوان دزد محکوم و مجازات کند چون در واقع این خود اوست که برای من چنین رقم زده و یا اگر در تقدیر من او رقم زده است که من قاتل و جانی باشم – چطور می تواند مرا به جرم قتل داوری و محکوم نماید؟ چون در واقع من از خود هیچ کاری نکرده ام بلکه آنچه که انجام داده ام در تقدیر من نوشته شده است و محکوم به این سرنوشت هستم .

باید به شما بگویم که این فکر صد در صد اشتباه و کاملا" با اصول کتابمقدس مغایرت دارد چون در وحله اول خداوند را متهم به بی عدالتی می کند و در وحله دوم مسئولیت مرا نسبت به آنچه که انجام می دهم از بین می برد. که چطور خدایی عادل می تواند مرا نسبت به کاری که هیچ گونه حق انتخابی در انجام دادن یا ندادن آن نداشنم داوری و مجازات بکند؟ چگونه می توان قبول کرد که خدای عادل برای یکی خوبی را خواسته باشد و برای دیگری بدی را؟ برای یکی که عمر خود را در اندوه و غم بگذراند و برای دیگری شادی و آسایش و آرامش را – برای یکی حسرت کشیدن در تمامی ایام عمر و برای دیگری موفقیت در هر کاری را. از خصوصیات زبیای خلقت ما آزادی انتخابی است که خدا به انسان عطا کرده – تا بین خوب و بد تصمیم گرفته و انتخاب کند. کلام خدا می گوید: در مقابل شما برکت و لعنت را قرار داده ام خداوند می فرماید برکت را انتخاب کنید چون راههای من برای شما سلامتی است و خواست من برای شما سعادتمندی . پس این انتخاب ما است و نه نقدیر و سرنوشت . هر تصمیمی که می گیریم نتیجه آن  مستقیما" ما را تحت تاثیر می دهد – تصمیمات امروز ما در حقیقت فردای ما را می سازد.

هنرمندی تصویری از عیسی مسیح می کشید بعد از اتمام کار آن را به یکی از دوستانش نشان داد و نظر او را در مورد کارش سوال کرد. در این تصویر عیسی مسیح پشت دری ایستاده و آن را می کوبید که طبق آیه ای است در کتابمقدس که می فرماید: بر قلب تو ایستاده در می زنم اگر باز کمی داخل شده و با تو خواهم بود.

دوست این هنرمند به این تصویر با دقت نگاه می کند و بعد از تحسین کردن کار او می گوید: نقاشی بسیار زیبایی است فقط یک نکته در آن فراموش شده است و آن این است که برای این در دسنگیره نگذاشته ای . نقاش با تبسمی می گوید: این در با همه درهای دیگر فرق می کند چون این در قلب انسان است که از بیرون قفل و دستگیره ندارد و شخص حتما" باید آن را از داخل باز کند – یعنی صاحب قلب. پس بخاطر داشته باشد آنچه که می کند صد در صد تصمیم ما و انتخاب ما است که آن را با اراده آزاد و با میل خود انجام می دهیم . اگر امروز ما در زندگی خود تصمیم بگیریم که دست رد به سینه خدا بزنیم و مرتب به او بگوییم که اراده تو را در زندگی خود نمی خواهیم و حضور او را در زندگی خود نپذیریم خداوند هیچ چاره ای ندارد که به انتخاب ما احترام گذاشته و اجازه بدهد که ابدیت خود را در دوری از او و در جهنم بگذرانیم تصمیمات امرور ما آینده ما را می سازند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 6:52 |لینک ثابت
موضوع : مسیحیت | به قلم : کیوان



یکشنبه هشتم شهریور 1388 :: 19:35 :: به قلم : کیوان
آیا مردم ایران و افکار عمومی جهان این دو دختر ایرانی مسیحی را به فراموشی سپرده اند تا
حکومت جمهوری اسلامی در صورت تمایل بتواند علیه آنها دست به هر اقدامی بزند ؟ ...

 

 

 شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان (fcnn.com)، به دنبال توجه بی سابقه جهانی به وقایع  سیاسی ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری اسلامی و درگیریهای ناشی از آن، اینک این نگرانی درباره دو دختر جوان بازداشت شده مسیحی در زندان اوین به وجود آمده است که سرنوشت آنان در لابلای اخبار کشمکشهای اخیر به فراموشی سپرده شود.

در واقع مسیحیان ایران از این نگرانند که در این گیر ودار برای انتقام گیری و یا زهر چشم گرفتن از جوانان هم که شده این دو در یک اقدام غافلگیرانه محكوم به اعدام شوند .

به گزارش سایت دعا برای ایران،مرضیه امین زاده ۳۰ ساله و مریم رستم پور ۲۷ ساله اکنون بیش از ۴ ماه است در واقع به اتهام مسیحی شدن اما بطور رسمی با عنوان جعلی اقدام علیه امنیت ملی، در زندان اوین تحت بازداشت نا عادلانه هستند . بر اساس گزارشی  از سوی نزدیکان این دو زندانی و همچنین حقوقدانانی که بطور محدود از داخل زندانها اخبار را دریافت میکنند ، این دو دختر جوان که در ۱۵ اسفندماه سال گذشته ۱۳۸۷( ۵ مارچ ۲۰۰۹) در منازل مسکونیشان در تهران بازداشت شد ه اند، تحت شکنجه های روحی دچار مشکلاتی نظیر بی خوابی و ا ضطراب حاد گردیده اند .

 برابر این گزارش این دو شهروند مسیحی  در روز ۱۷ تیرماه برابر با ۷ جولای ۲۰۰۹، آنها  به دلایل نامعلومی به مدت ۳ هفته در اواخر اردیبهشت ماه تحت بازجویی های شدید و در سلولهای انفرادی به سر برده اند و پس از آن در خرداد ماه برای ۲ هفته با هم در یک سلول کوچک در بند بوده اند . بعد از این ایام وقتی آنها را  به بند عمومی منتقل میکنند با انبوهی از زنان و دختران دستگیر شده در وقایع و اعتراضات میلیونی  اخیر روبرو میشوند که بند زنان گنجایش کافی برای نگهداری همه آنان را نداشت . همین گزارش می افزاید تعداد زنان دستگیر شده پس از انتخابات را که در رابطه با اعتراضات دستگیر و به بخش زنان زندان اوین منتقل شده اند ، از قول مطلعین حدود ۶۰۰ زن ذکر کرده است .

بنا بر این گزارش ، در حالیکه هنوز به آنها بطور روشن تفهیم اتهام نشده است و فقط از عنوان کلی و مبهم اقدام عیله امنیت ملی توسط مسئولان قضائی درمورد آنان استفاده میشود ، یک مقام قضائی در روزهای اخیر به آنها گفته است که ممکن است هردوی آنها به جرم " ارتداد" اعدام شوند.

کسانی که با اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران از نزدیک آشنا هستند به خوبی میدانند که نظام جمهوری اسلامی و سیستم قضائی آن بسیار غیر قابل پیش بینی هستند . لازم به ذكر است، هرگاه تشکیلات جمهوری اسلامی در معرض دشواریها قرار گرفته، دست به اعدامهای کور و بدون دلیل خاص زده است . اعدام ارتشیان و مقامات ارشد سیاسی و افراد عادی پلیس در روزهای اول انقلاب ، اعدام افراد عادی کرد و ترک در جریانات سالهای اول حکومت اسلامی درکردستان، آذربایجان و گنبد ،اعدامهای دسته جمعی جوانان و نوجوانان بازداشت شده در جریان فعالیت گروههای سیاسی در اوایل دهه شصت شمسی ، اعدام دسته جمعی زندانیان همان گروهها در داخل زندانها در سال ۶۷ بدون اینکه جرم جدیدی مرتکب شده باشند ، موج اعدامهای هدف دار در سالهای پس از هجوم آمریکا و نیروهای متحدش به عراق و سرنگونی صدام حسین که جمهوری اسلامی در تهدید تهاجم بود وحتی آخرین آشوب پیش از شروع بحران اخیر در شهر زاهدان که دیدیم دادگاههای اسلامی چگونه ۳ زندانی را که به جرم دیگری قبلا دستگیر کرده بود به جرم مشارکت در بمب گذاری انجام شده در زمان بازداشت آنها ، در طی چند ساعت محاکمه و به طناب دار سپرد .

اگر چه اخیرا در خبرها داشتیم که درخواست مجازات اعدام برای جرم " ارتداد"، از قانون تعزیرات اسلامی جدید مصوبه مجلس قانون گذاری جمهوری اسلامی حذف شده است ،  اما برای اینکه این مصوبه قانون بشود هنوز راه طولانی در پیش دارد و باید توسط شورای نگهبان تحت حاکمیت تند روها نیز به تصویب برسد تا قابل اجرا شود .

"ارتداد" به همراه قتل ، زنا ، تجاوز، قیام یا دزدی مسلحانه و قاچاق مواد مخدر همه مواردی هستند که حکم آنها مطابق قوانین فعلی جمهوری اسلامی  میتواند اعدام باشد . هفته گذشته اعلام شد که در همان زندان اوین که مرضیه و مریم در آن زندانی می باشند ، حداقل ۶ نفر به جرم قتل اعدام شدند .

واقعیت این است که زندگی مرضیه ومریم این دو دختر مسیحی زندانی به خصوص پس از وقایع اخیر بسیار بیشتر با خطر مواجه شده است .آنها میتوانند به راحتی هدف یک انتقام گیری کور دیگر برای ترساندن جوانان ایرانی قرار گیرند .چون ضمن اینکه جوان هستند و زن میباشند  به ظاهر از همه بی دفاع تر هستند و کمتر کسی از آنها صحبت میکند و میتوانند سرمشق خوبی برای زنان وجوانان به عنوان دو نیروی شاخص مخالفت با نظام ،با پرداخت کمترین هزینه برای حکومت باشند.  برای توجیه اقدامات شدید دولت علیه مخالفان ، نزد افکار قشر اسلامی متعصب و محدود  حامیان حکومت نیز آنها انتخاب خوبی برای انتقام گیری و چشم ترس دادن محسوب میشوند، برای اینکه میتوان به راحتی آنها را چون كه از اسلام به مسیحیت بازگشته ا ند، به دروغ ضد اسلام معرفی کرد و از آن طریق همه مخالفان را هم به ضد یت با اسلام متهم نمود .

بسیاری از سازمانهای فعال و خدمتگزار مسیحی در این مورد توافق دارند که نتیجه بحران سیاسی اخیر و درگیریهای ناشی از آن میتواند در کوتاه مدت به وخامت وضعیت مرضیه و مریم و همچنین سایر ایرانیان مسیحی ( نوكیشان مسیحی ) که قبلا مسلمان بوده اند منجر شود .

به گزارش Bosnewslife، و به گفته برخی منابع غیر رسمی مسیحی اعلام داشتند که علاوه بر خانمها امیرزاده و رستم پور ، بیش از ۵۰ بازداشتی به جرم داشتن اعتقادات مسیحی در ایران وجود دارد که برخی از آنها هفته ها در زندان انفرادی به سر برده اند .

با بررسی همه جانبه وضعیت موجود برای "مرضیه امین زاده و مریم رستم پور" مشخص است که آن دو جانشان به طور جدی در خطر است و شاید منظور آن مقام قضائی از اظهارات غیر رسمی درباره حکم اعدام ،نه ترساندن این دو دختر بیگناه بلکه محک زدن افکار عمومی و واکنشهای جهانی نسبت به چنین عمل بیرحمانه ای بوده است .

 اکنون سوال این است که آیا مردم ایران و افکار عمومی جهان این دو دختر ایرانی مسیحی را به فراموشی سپرده اند تا حکومت جمهوری اسلامی در صورت تمایل بتواند علیه آنها دست به هر اقدامی بزند ؟ یا همانطور که در مورد رکسانا صابری قاطعانه ویک پارچه عمل کردند در  مخالفت با بازداشت این دو،  دبیر کل سازمان ملل متحد و حتی رئیس جمهور آمریکا را نیز وادار به اظهار نظر خواهند نمود.

حداقل از معتقدان مسیحی سراسر جهان که در کلیساها رفت و آمد دارند انتظار توجه بیشتر و فشار افزون تری در این مورد وجود دارد.

۲۰ تیر ۱۳۸۸

نوشته شده در تاریخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 19:35 |لینک ثابت
موضوع : خبر | به قلم : کیوان



شنبه سی و یکم مرداد 1388 :: 20:15 :: به قلم : کیوان

دوستان عزیزماعتراض به زندانی بودن خواهران مریم و مرضیه

با درود

گروهی از ایمانداران مسیحی در اعتراض به زندانی بودن دو خواهر مسیحی مریم و مرضیه اقدام به تغییر لوگوی تصویری خویش" تا تاریخ ۱۳ سپتامبربرابر با ۲۲ شهریور " با شعار مریم و مرضیه را آزاد کنید نمودند

در صورتی که شما نیز در فیس بوک ؛تارنما ؛وب سایت  یا ایدی های مسنجرعضویت دارید میتوانید با قرار دادن این تصویر در جای لوگوی خویش  بدینگونه اعتراض خود را نسبت به جفا بر ایماندارن ونوکیشان مسیحی مخصوصا این دو خواهر اعلام نمایید

نوشته شده در تاریخ شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 20:15 |لینک ثابت
موضوع : خبر | به قلم : کیوان



شنبه هفدهم مرداد 1388 :: 21:30 :: به قلم : کیوان
ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد...
این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.
در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!
آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!!!
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!

من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟!!!!!!
چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد...!
در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!!!

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

نوشته شده در تاریخ شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 21:30 |لینک ثابت
موضوع : تاریخ | به قلم : کیوان



جمعه بیست و ششم تیر 1388 :: 8:8 :: به قلم : کیوان

به گفته ی روانشناسان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و به عبارت دیگر ( خود ) واقعی مان را با این رنگها نشان می دهیم. برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود دارد. که می‌تواند بر زندگی او تاثیر بگذارد.جالب است نه؟! اینکه شما بدانید برای اسمتان رنگ مخصوصی وجود دارد و می‌توانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید! باید بسیار جالب و هیجان انگیز باشد.پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید:


رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از :


قرمز: 1 ***ش ***ج ***س ***الف
نارنجی:‌ ‌‌‌2 ***ت ***ث ***ک ***ب
زرد: 3 ***ی ***ل ***ص ***ض
سبز: ‌4 ***و ***م ***د ***ژ
آبی: 5 ***چ ***ن ***ط ***ظ
نیلی: 6 ***ح ***خ ***ف ***-
بنفش: 7 ***ع ***پ ***غ ***-
صورتی: 8 *** ز ***ق ***ه ***-
طلایی: 9 *** ر *** ذ *** گ ***-


برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال می‌آوریم بدین شکل که اسم و فامیل خودرا روی برگه کاغذی می‌نویسید و بر اساس حروف و اعداد ذکر شده برای هر کدام،به رنگ مربوطه دست پیدا می‌کنید.
مثال : لیلا جلالی
ل3 ی3 ل3 الف1 ج1 ل3 الف1 ل3 ی3
سپس اعداد را با هم جمع می‌کنیم:
21=3+3+1+3+1+1+3+3+3
باز هم دو عدد را با هم جمع می‌کنیم:
3=1+2 عدد 3 مربوط به رنگ زرد است.
حال میتوانید مشخصات خود را بخوانید.


صورتی


دارای قدرت جسمی بالایی هستید بخاطر اراده ی بالایی که دارید میتوانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید. با مسئولیت ها به راحتی کنار می‌آیید و می‌توانید دیگران را در حل مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی فردی قوی و عمیق هستید.صمیمیت بیش از اندازه با دیگران سخت است.



قرمز

بسیار جاه طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن است از دیگران هم مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش دارید که آشکارا به فعالیت بپردازید و مورد توجه قرار بگیرید.بسیار خونگرم هستید و بسادگی تحریک می‌شوید. ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای اخمهایتان در هم رفته و به لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العاده تان در جهت مثبت استفاده کنید.



زرد

بسیار تیز هوش هستید.شخصیتی بسیار خوش بین و فعال دارید. هرگز در ابراز آنچه می‌خواهید بر زبان بیاورید کم نمی آورید.بخاطر زنده دلی ابتکار و مستعد بودنتان در بر قراری ارتباطی خوب با دیگران همیشه دور و برتان پر از دوستان مختلف خواهد بود.با وجودی که روحیه ی بسیار شادی دارید هرگز احساس رضایت نخواهید کرد مگر اینکه شادیهایتان را با دیگران تقسیم کنید.تنها ایرادی که ممکن است داشته باشید قدرت تخیل و تجسم بیش از اندازه تان است که گاهی شمارا در خود غرق می کند!اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر درستی هدایت کنید در آخرخواهید دید بیشتر کارهایی که با هدفی مشخص شروع کرده اید ناتمام مانده اند.


طلایی


در هر چیزی فقط حد بالای آن می تواند رضایت خاطر شمارا بر آورده کند. از طرف دیگر رفتار و کلامتان چنان جذابیتی دارد که به ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته تان نشود. دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است. به هر چیزی با خوش بینی زیاد نگاه می کنید. می توانید معلم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران نیز انتقال دهید.شرایط منفی را می توانید به بهترین موقعیت ها تبدیل کنید.


نیلی

زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان شباهت دارد. با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید می‌توانید توان و شادی فوق العاده ای به افراد افسرده ببخشید .علاوه بر روحیه و شخصیت نوع دوست و انسان پروری که دارید ازیک حس ششم بسیار قوی برخوردارید که از این طریق نیز می‌توانید براحتی از مشکلات مردم با خبر شوید.



سبز

برای شما خیلی مهم است که برنامه روزانه داشته باشید.نظم و انضباط برایتان اهمیت زیادی دارد.بندرت ممکن است زنگیتان آشفته و بی هدف باشد. دیگران اغلب برای گرفتن راهنماییهای جدی نزد شما می‌آیند.برای حل مشکلات دیگران بشدت حرص می‌خورید.تکامل شخصیتی برایتان بسیار حائض اهمیت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود هرگز از آموختن دست بر نمی‌دارید. ترجیح می‌دهید بجای از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن روی هدف ثابتی به فعالیت بپردازید.


بنفش

عاشق کند و کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل عشق به علوم ماوراء الطبیعه در شما به حد کافی رشد کرده است.این باعث شده به رشته هایی چون فلسفه روی آورید هیچ اتفاقی را به راحتی قبول نمی‌کنید. مگر آنکه خودتان آنرا شخصا تجربه کرده باشید .برای حل مشکلات نیز راه حل را در درون خود می جویید. عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن با دیگران کمی برایتان مشکل است.


آبی

به احتمال قوی دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر تشریفاتی می‌دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توجه هستید.آزادی برایتان ارزش زیادی دارد و هرگز نمی‌توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم شود و یا زیر نظر قرار دارید. اگر این همه دنبال تنوع هستید به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید وبرای همین زندگی با تمام مشکلات و سختی هایش برای شما ارزشی فوق العاده دارد.


نارنجی

شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید باعث شده محبوب دیگران باشید.دیگران از بودن با شما لذت برده و انرژی مثبت میگیرند.سعی می‌کنید همیشه لیوان را از نیمه پر آن ببینید و با بذله گویی خاص خود محیط را برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده کمک به دیگران هستید . رنگین کمان زندگی تان را دوست دارید تا زندگی را برای دیگران نیز زیباتر نمایید.

نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و ششم تیر 1388 ساعت 8:8 |لینک ثابت
موضوع : پزشکی | به قلم : کیوان



شنبه نهم خرداد 1388 :: 2:54 :: به قلم : کیوان

فراخوانی برای همهنمی دانم از کجا شروع کنم چند بار کوشش کرده ام چیزی بنویسم و به تارنمای پژوهش مسیحی بفرستم، گرچه روح می طلبید اما توانش میسر نشد! امروز 11 اردیبهشت، مطابق« اول مه» همه جا، جشن کار گری بپا کرده اند. بخاطر می آورم، سالها پیش کنار دریاچۀ مریوان گردش  رفته بودیم، پسر بچه ای التماس می کرد تا از او "بند کفش" بخرم!!

 

بی اعتنا به التماس هایش او را از خود راندم، خانواده ای کنار ما، گلیم خود را پهن کرده بود! پدر خانواده با چشم و ابرو اشاره کرد که دل پسر را نشکنم و ازش چیزی بخرم! با سنگدلی گفتم : در مملکت گل و بلبل، نباید گدا پروری کرد! مگر نمی دانی! توده ی فقیر در فشار و رنجی که می کشد باید بستوه بیاید، آنگاه است، با نفرتی آکنده از پولداران گردن کلفت بساط سرمایه داری را بهم می ریزد! پول دادن به فقرا و مردم محتاج باعث عقب افتادن انقلاب کارگری می شود. مگر نشنیدی! تا صدقه رفع بلا می کند ........  ملت ایران  تولید گدا می کند*  بگذارید!

فشار بیشتر دیگ را منفجر کند! سالهاست این ماجرا سپری شده! امروز وقتی مزمور اول را زمزمه می کنم که: خداوند طریق عادلان را می داند ولی طریق گناهکاران هلاک خواهد شد. با وجود گذشت سالها هر وقت فقیری را می بینم  بی آنکه  دست چپم از سخاوت  دست دیگرم با خبرشود، پول های خردم را با دقت می شمارم و سکۀ کوچکی تقدیم می کنم! مدتها از آن روزهای تاریک گذشته ولی هر لحظه بخودم میگویم: خوب تو با این کارنامۀ سیاه و گذشته درهم، آیا هنوز امید داری که خدا برایت برنامه ای داشته باشد، اینست، دچار تردید می شوم. اما پولس رسول می فرمایند: رفتار و گفتار و طرز فکر مردم دنیا را تقلید نکنید بگذارید خدا افکار و طرز فکرتان را دگرگون کند تا به انسان جدیدی تبدیل شوید آنگاه قادر خواهید بود ارادۀ خدا را درک کرده و آنچه را خوب و کامل و مورد پسند اوست کشف کنید.( رومیان 12: 2 )!

هنوز باور نمیکنم که:  این "کوچکترین" که در بحث ها و مجادلات نظری به کسی اجازۀ استدلال اضافی نمی داد وبرای دستمالی قیصریه را به آتش می کشید و برای حقانیت گفته هایش قشقرقی بپا می کرد حالا وضعی پیدا کرده باشد که: وقتی  عبایش را می گیرند قبایش را هم دو دستی تقدیم کند! باید روحیۀ پذیرندگی و تسلیم را بکمک روح گرامی خداوند در خود تقویت کرد، می بایستی همواره در دعا باشیم! 

باید بیشتر خواند و بیشتر شنید تا عضلات روحانیمان تقویت شود. "پذیرندگی و تسلیم" روح تواضع و مدارا را بتدریج در ما بوجود می آورد، از آن گذشته باید بخاطر داشت که همیشه خداوند از آدم های فروتن استفاده می کند و برای رسیدن به اهداف خود کسانی را بخدمت گرفته که اتفاقاً خیلی هم  الهیات نمی دانستند ولی وسیله ای برای درک الهیات شدند. آنها برخوردار ازایمانی ساده و  روحیۀ اطاعت و تسلیم بودند و خداوند با ارفاق بسیار از ضعف های آنها چشم پوشی کرد. همین ابراهیم پدر قومها نه تنها الهیات نمی دانست که هیچ، تازه از ترس جان زن خودرا با گفتن دروغی تقدیم فرعون کرد!

اسحاق هم که نشان از پدر داشت همین کار را تکرار کرد  ( پیدایش12 و 21 )! ولی خدا با گذشت از خطاهایشان از هردوی آنها استفاده کرد. مگر حضرت موسی مرتکب قتل نشد از این گذشته الکن هم بود! داود پادشاه از همۀ برادرانش نحیف تر و کوچکترین بود اما خداوند او را مسح کرد، با وجودیکه میدانست که در مقابل جنس مخالف کم طا قت است! یعقوب پدر قوم برگزیده دغل و حقه باز بود اما برای دریافت برکت آتشی در دلش زبانه می کشید! هوشع نبی زنی هر جائی داشت!

پطرس از مرگ می ترسید و سه بار منکر دوستی و شناختن خدا شد! تیموتائوس اختلال گوارشی داشت! یونس نبی کمدی الهی"  بازی می کرد، ماجرائی که بر او رفت یک کتاب شد! یحیای تعمید دهنده صدای دلخراشی داشت. میریام، خواهر موسی سخن چین بود! هارون در غیاب  برادر خود موسی،" بتی" از طلا ساخت. جدعون مثل" توما" شکاک بود. ارمیای نبی افسردگی داشت، ایلیا از خستگی بکلی برید! نوح پیغمبر، مست و لایعقل مردانگی خود را طاق باز بنمایش گذاشت از ماجرای لوط و دخترانش همه با خبریم، حالا چه شده زانوی غم بغل می کنیم که خدا برای ما چه برنامه ای دارد!

اتفاقاً در طول تاریخ خدای قادر مطلق همیشه از خاکی ها ئی مثل ابراهیم و کج و کوله هائی مثل من استفاده کرده و بدون مصاحبه همه را استخدام  کرده است! بی تردید هر کدام ما ایمانداران مسیحی دلایل بیشماری داریم تا ناشایستگی و بیقدری خود را ثابت کنیم، دلایل عدیده ای وجود دارد که ما لیاقت نداریم که در ملکوت خداوند سهیم باشیم، شیطان و نیروهای شر برای ما تله میگذارند که اشتباهات و گناهان گذشتۀ ما را بما گوشزد کنند! اما خدا  به گذشته ای نچندان دور چشم می دوزد و صلیبی را می بیند که بین انسان گناهکار و خداوند حائل شده است! بعبارتی روشن: در اثر کاری که مسیح در حق ما انجام داد خدا راهی را معین کرد تا همه چیز را چه در آسمان و چه بر زمین بسوی خود باز آورد جانبازی مسیح بر صلیب و خونی که در راه ما ریخت همه را با خدا صلح داده است بلی، ما روزی از خدا رویگردان و دشمن او بودیم و نیت های بد و اعمال زشتمان ما را از او جدا کرده بود اما اکنون، او ما را بحضور خود پذیرفته است.

عیسای مسیح با فدا کردن "بدن انسانی" خود بر روی صلیب ایجاد چنین رابطه ای را با خدا ممکن ساخته است و در نتیجۀ فداکاری مسیح،  ما بدون هیچ محکومیتی در حضور خدا ایستاده ایم. خداوند دیگر، خلافی در ما نمی بیند تا بسبب آن ما را سرزنش کند و این بشرطی میسر است که بطور کامل به "حقیقت" ایمان داشته باشیم و در آن ثابت بایستیم و نگذاریم امیدی که بواسطۀ شنیدن پیغام انجیل در ما بوجود آمده متزلل شود ( کولسیان 2 : 21 – 23 )!

پس بسبب آنچه که خدا برای زندگیمان طرح ریزی کرده شاد باشیم! زحمات را تحمل کنیم و همیشه دعا کنیم در رفع نیاز برادران مسیحی خود بکوشیم و با روحیه ای شکر گذار و پذیرنده، رویدادهای سخت را قبول کنیم! امروز اول ماه مه، هنوز باورش سخت است که: بجای تلاش برای ایجاد حکومت کارگری، برای گسترش حاکمیت خدا کوشش می کنم! امروز اول ماه مِه، جشن همۀ گرانباران  جهان است! از شما چه پنهان! چهرۀ پسر ک مریوانی چون خاری در قلبم می نشیند! در حضور خدا چشمهایم را می بندم و اشکهایم را پنهان می کنم!

یازدهم اردیبهشت 1388 برابر اول ماه مه 2009.

نوشته شده در تاریخ شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 2:54 |لینک ثابت
موضوع : مسیحیت | به قلم : کیوان



سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 :: 17:0 :: به قلم : کیوان

" حیات " زندگی باز یافته ایست که تنها با ایمان به مرگ و قیام مسیح در باطن ظاهر می شود!

واژه " نان حیات " که برای اولین بوسیله عیسی مسیح به دنیا اعلام شد، حائز کامل اهمیت می باشد. از این جهت، برای درک مفهموم واقعی آن، ضروریست که با هدایت روح القدس به کلام خدا مراجعه کنیم: در تورات می خوانیم» " انسان نه به نان تنها، زیست م کی کند بلکه به هر کلمه ای که از دهان خداوند صادر شود زنده می شود" ( تثنیه8: 3). در انجیل مسیح می فرماید: " آمده ام تا به شما حیات واقعی عطا کنم" (یوحنا10: 10) برای اینکه به مفهموم این دو آیه بسیار مهم پی ببریم، ابتدا باید بدانیم که کلام یا کلمه که از دهان خدا صادر شده، همان کتاب مقدس است که بوسیله الهام روح القدس بر نویسندگان آن به رشته تحریر درآمده است ( دوم پطرس 1: 21) که موضوع اساسی آن کلا بر عیسی مسیح متمرکز می باشد! کلمات این کتاب، مانند خود خدا، " زنده و مقتدر و برنده تر است از هر شمشیر دو دم" (عبرانیان 4: 12)،  و مانند او، تا به ابد باقی خواهد ماند. این حقیقت آسمانی، در هر دو کتاب تورات و انجیل یافت می شود: در تورات می خوانیم: "کلام خدا تا ابد الاباد استوار خواهد ماند" (اشعیا40: 8) در انجیل آمده: "کلام خدای ما تا ابدالاباد باقی است" و " کلمه خدا تا ابدالاباد باقی است" (اول پطرس 1: 23 و 25).  باید دانست که کتاب مقدس تنها کتابی است که وقتی خوانده می شود، الهام کننده آن یعنی روح القدس، بهمراه آن حاضر و ناظر است که اگر دعا از او بخواهیم، چشمان روحانی ما را می گشاید تا حقایق بهمراه آن حاضر و ناظر است که اگر در ادعا از او بخواهیم، چشمان روحانی ما را می گشاید تا حقایق آسمانی این کتاب که تنها نامه خدا به انسان می باشد، در ک کنیم ( چه بهتر که هم اکنون از او بخواهیم!)

در آیت فوق کلمات "نان"، "زنده شدن" و زیستن دارای مفاهیمی بس عمیق روحانی می باشند، که لازم است کمی بیشتر درباره آنها بیاندیشیم: کلام خدا از دو نوع نان سخن به میان می آورد، یکی نان زمینی است که حاصل دسترنج انسان است. دیگری نانی است که از طرف خدا فرستاده شد! نانی که دسترنج انسان است، برای زندگی جسمانی ما ضرورت کامل دارد. ولی نانی که هدیه خدا است، اگر با تشکر در دل بپذیریم و پیرو او بشویم، "وعده زندگی " حال " و " آینده" را داریم" (اول تیموتاوس 4: 8) یعنی اگر کسی جسما زنده، ولی در اثر گناهان خود روحا مرده است و با خدا رابطه ندارد ( افسسیان 2: 5)، اگر به این هدیه، یعنی مسیخ زنده که همان " کلمه حیات بخش خدا" (اول یوحنا 1: 1) می باشد، ایمان بیاورد، آنان روحأ زنده می شود (حیات می یابد) و با خدا رابطه روحانی برقرار می سازد. این رابطه همان زندگی جاودانی است که در این دنیا "حال" شروع می شود و در دنیای دیگر "آینده" نیز ادامه خواهد یافت!

نوشته شده در تاریخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 17:0 |لینک ثابت
موضوع : مسیحیت | به قلم : کیوان



شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 :: 17:58 :: به قلم : کیوان

احتمالا شما با افرادی برخود کرده اید که وقتی با خدواند مسیح آشنا شده اند زندگی آنها به طرز چشمگیری عوض شده و نه تنها خودشان تغییر بافته اند بلکه وارد خدمت روحانی گشته و زندگی بسیاری را تحت تاثیر گذارده و به قول معروف خدمت موثر روحانی داشته اند و حتمی اشخاصی را نیز دیده اید که به مسیح ایمان آورده ولی پس از مدتی زندگی روحانی لغزش خورده و نه تنها وارد خدمت روحانی نمی شوند بلکه زندگی روحانی آنها به یک بیابان خشک و بی باری تبدیل می گردد. چرا بعضی اینگونه با قوت پیش می روند و از نظر روحانی رشد میکنند و برخی اینچنین سقوط می کنند. جواب این سوال این است که خود این اشخاص چنین تصمیمی می گیرند.

کلام خدا در فیلیپیان باب 2 آیات 12 و13 می فرماید: عزیزان من؛ زمانی که نزد شما بودم سعی می کردید دستورهای مرا اطاعت کنید. اکنون که از شما دورم؛ همین روش را ادامه دهید و بکوشید تا با اعمالتان نشان دهید که نجات یافته اید یعنی با اطاعت و احترام عمیق به خدا؛ و دوری از هر آنچه که موجب ناخشنودی اوست. زیرا خدا خودش در وجود شما کار می کند تا بتوانید با میل و رغبت او را اطاعت نمایید و اعمالی را بجا آورید که مورد پسند اوست.

چیزهایی هست که تنها خدا قادر به انجام آن می باشد؛ مانند نجات دادن و بخشش گناهان  و عادل کردن ما. اما چیزهایی نیز هست که تنها ما قادر به انجام آن هستیم و خدا هیچوقت به جای ما آن را انجام نخواهد داد مانند؛ توبه کردن و پیروی از او. او به ما اراده آزاد داده است و قدرت دادع است تا تصمیم بگیریم. بنابراین موفقیت و رشد روحانی در زندگی مسیحی به خواست و تمایل شخصی ما مرتبط می شود. این ما هستیم که می بایست بخواهیم و تصمیم گرفته و آنچه را که اراده اوست انجام دهیم.

آیا زمانی که مردم به زندگی شما می نگرند از طرز زندگی شما می فهمند که شما مسیحی هستید و زندگی شما عوض شده است؟ آیا زندگی شما این حقیقت را فریاد میزند که شما پیرو مسیح هستید؟

بخاطراین است که یکی از پایه ها و اساسی ترین قوانین رشد روحانی درک این واقعیت می باشد که می بایست کلام خدا را خواند در آن تعمق کرد و آن را با عشق مطالعه کرد. هرآنچه را که ما برای شناخت خدا نیاز داریم در کتاب مقدس برای ما نگاشته شده است بنابراین باید این را یاد بگیریم که با اشتیاق کلام را خوانده و آن را بررسی کنیم. و اگر این کار را نکنیم هرگز از نظر روحانی رشد نخواهیم کرد.

زمانی که من مسیحی شدم و شروع به مطالعه کلام کردم؛ بعنوان یک نجوان 17 ساله این را درک کردم که کلام خداوند چقدر به زندگی من مرطبت می باشد و هنوز نیز پس از چند دهه که از زندگی ام گذشته است این ارتباط را دیده و باور دارم که تا به آخر عمرم کلام مهمترین رکن زندگی من خواهد بود.

هرچند بعضی از مسیحیان برای خواندن کلام وقت نمی گذارند و این درحالی است که کلام خدا در دوم تیموتاوس 3: 16 می فرماید: در واقع تمام قسمتهای کتاب مقدس را خدا الهام فرموده است. از این جهت برای ما بسیار مفید می باشد؛ از این جهت برای ما بسیار مفید می باشد؛ زیرا کارهای راست را به ما می آموزد؛ اعمال نادرست را مورد سرزنش قرار می دهد و اصلاح می کند؛ و ما را بسوی زندگی خداپسندانه هدایت می کند.

پیروزی با شکست در زندگی مسیحی تماماُ بستگی به این حقیقت دارد که ما چقدر اجازه می دهیم تا کلام خدا وارد زندگی ما بشود و چقدر از این کلام اطاعت می کنیم.

نوشته شده در تاریخ شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 17:58 |لینک ثابت
موضوع : مسیحیت | به قلم : کیوان




This template had been designed by CATERINA . CopyRight © 2009 All Rights reserved

Currency script -->
Mobile script --> a

بزرگترین مرکز دانلود کتابهای مسیحی





Powered by WebGozar

p style="text-align: center;">http://honeyjesus7.persiangig.com/image/000.jpg

وبلاگ
وبلاگ
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام:

فرم تماس از پارس تولز